برترین آثار موسیقی متن فیلم‌های سینمایی در سال ۲۰۲۴

برترین آثار موسیقی متن فیلم‌های سینمایی در سال ۲۰۲۴

گروه نویسندگان اینی‌وایر (IndieWire) به مانند هر سال به سراغ انتخاب بهترین آثار موسیقی متن سال ۲۰۲۴ رفته است و در این مسیر فیلم‌های مختلف از موجودات کوچک عجیب و غریب گرفته تا فیلم‌هایی با بازی مایکل کیتون در نقش‌های خاص و متفاوت و حتی فیلم‌های در مورد حواشی پاپ را مورد بررسی قرار داده است.

 

مقدمه

وقتی صحبت از موسیقی فیلم در سال ۲۰۲۴ می‌شود، انگار آهنگ‌سازان دنیا دست به معجزه‌ای جمعی زده‌اند. این سال به ما ثابت کرد که موسیقی نه فقط پس‌زمینه، بلکه یک «شخصیت» تمام‌عیار در روایت داستان فیلم است. از ملودی‌هایی که مخاطب را به نرمی به دل جسورانه‌ترین موضوعات و پیچیده‌ترین احساسات هدایت می‌برد. این آهنگ‌ها چه با ارکسترهایی با اوج‌ها بزرگ نواخته شده باشد و چه با بیت‌های عجیب و تغییریافته متال و چه حاصل  پاتوس‌ها (تاثیرات احساسی) الکترونیکی، لحظات به ظاهر دور از زندگی ما را به تجربه‌هایی ملموس و قابل درک تبدیل می‌کنند.

موسیقی‌های برتر مورد علاقه ما در سال ۲۰۲۴، به صحنه‌های کلیدی جان دادند و آن‌ها را پویا کردند، لحظات دراماتیک را با طنز موزیکال تیزتر کردند و حتی حقایق احساسی‌ای را فاش کردند که شخصیت‌ها خودشان در بیان آن ناتوان بودند. بعضی از این آثار با لایه‌های صوتی غلیظ، تلاش کردند تا مخاطب را در دنیای فیلم غرق کنند و برخی دیگر مثل یک حضور نامحسوس اما موثر، در تلطیف و احساسی کردن فضا نقش داشتند. اما هیچ‌کدام از آن‌ها به قول ایمورتان جو (Immortan Joe) معمولی و متوسط نبودند.

اگر بخواهیم منصفانه بگوییم، این فهرستِ ۲۰تایی فقط نوک کوه یخ است و می‌توانست ۲۵ تایی و حتی ۵۰ تایی باشد.. مثلا چرا نباید از قدرت منفجرکننده قطعه «What’s Up With That Duck?» در فیلم «Nightbitch»  صحبت کنیم؟ یا از نسخه‌های متعدد بازسازی‌شده «Like a Prayer» مدونا (Madonna) که اساس هیجان فیلم «ددپول در برابر وولورین (Deadpool Vs. Wolverine)» و کاری که نیت هلر (Nate Heller) انجام داده است، چیزی بگوییم؟  یا حتی از فیلمی مثل «Good One» که با تلفیق هوش‌مندانه موسیقی متن و ترانه‌ها، قلبی تپنده ساخته است، سخنی نگوییم؟ یا در موزیکال‌هایی مثل «Wicked» و «Emilia Pérez»، تم‌های موسیقایی چنان با روایت گره خوردند که انگار شخصیت‌ها حتی در زمانی که سکوت می‌کنند، در حال خواند آواز هستند.

امسال شاهد آن هستیم که آهنگ‌سازان از ژانرهای مختلف پا به عرصه گذاشتند، چه برایس دسنر (Bryce Dessner) با کار پرطنین «Sing Sing» و چه با کار پرانرژی جانکی ایکس‌ال (Junkie XL) که تمام تلاشش را کرده تا موسیقی متن درخوری برای «Furiosa: A Mad Max Saga» بسازد. در آثار امسی یکی موسیقی متن می‌تواند مثل یک تابستان گرم و خاطره‌انگیز در «My Old Ass» باشد؛ یا مثل «Kingdom of the Planet of the Apes» فضایی بی‌رحمانه و پرتعلیق داشته باشد و یا مثل «The Room Next Door» ملوداراتیک و گسترده باشد. این تنوع، زیبایی هنر موسیقی امسال است.

با این حال، ما خودمان را به ۲۰ اثر محدود کردیم، به این شرط که از هر آهنگ‌ساز تنها یک اثر در فهرست گنجانده شود. معیار اصلی ما در انتخاب این آثار، خلاقیت است و میل دلپذیر آهنگ‌سازان ساخت موسیقی خلاقانه است. حال این این خلاقیت ممکن است در خلق صداهای عجیب در محیط ایزوله و آزمایشگاهی باشد، یا در بازآفرینی حماسی‌ترین ملودی‌های بزرگ ارکستری. در این فهرست آثاری آورده شده است که عجیب و درخشان هستند، اما همیشه زیبا هستند؛ چه در همراهی با تصویر و چه به صورت یک آلبوم موسیقی متن جدا از فیلم. پس در ادامه مطلب با ما همراه باشد تا بهترین آثار موسیقی متن ۲۰۲۴ را مورد بررسی قرار دهیم.

نام فیلم‌ها به ترتیب حروف الفبا فهرست شده است.

در این مقاله همچنین بیل دسویتز (Bill Desowitz)، جیم همفیل (Jim Hemphill) و کریس اوفالت (Chris O’Falt) مشارکت کرده‌اند.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی بلیتز از هانس زیمر

بلتیز (هانس زیمر)

Blitz (Hans Zimmer)

هانس زیمر و استیو مک‌کوئین (Steve McQueen)، این دو غول خلاق سینما که پیش از این در فیلم‌های «۱۲ سال بردگی (12 Years a A Slave)» و «بیوه‌ها (Widows)» همکاری کرده بودند، این بار در فیلم «Blitz» جسورانه‌ترین همکاری هنریشان را به نمایش گذاشته‌اند. موسیقی این فیلم، فضای درونی پرتلاطم تجربه‌های یک نوجوان درگیر با جنگ را به شکلی فراتر از تصور روایت می‌کند.

از همان سکانس ابتدایی که زیمر با نوای ناهماهنگ فلوت‌های ریکوردر کودکان، هرج‌ومرج و سردرگمی جنگ را به تصویر می‌کشد، تا صحنه‌های آرامش‌بخشی که موسیقی آن یادآور نواهای نوستالژیک و باشکوه هالیوود قدیم است، «بلیتز» با موسیقی‌ای شناخته می‌شود که هم وسعت یک حماسه را دارد و هم عمق یک تراژدی شخصی. دنیای صوتی این فیلم مثل یک رنگین‌کمان احساسی است: هر قطعه، دقیقا همان حسی را می‌گیرد که در آن لحظه از قصه، مهم‌ترین و غالب‌ترین است. زیمر در این اثر ثابت می‌کند که نه‌تنها استاد ساختن موسیقی‌های حماسی است، بلکه از پس ظرافت‌های روان‌شناختی یک درام انسانی هم به خوبی برمی‌آید. این موسیقی، فقط همراه تصاویر نیست؛ خودش یک شخصیت مستقل و فراموش‌نشدنی در دنیای «بلیتز» است.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی بروتالیست از دنیل بلومبرگ

بروتالیست (دنیل بلومبرگ)

The Brutalist (Daniel Blumberg)

موسیقی دنیل بلومبرگ برای فیلم «بروتالیست» دقیقا به مانند خود فیلم، یک شاهکار با ویژگی است: هم ساده و مینیمال است، هم بزرگ و ماکسیمال. این موسیقی بدون آن‌که لحظه‌ای ناهماهنگ به گوش برسد، از سکوت‌های مرموز و بی‌پیرایه، ناگهان به غرش‌هایی خشم‌گین و حماسی می‌رسد. انگار بلومبرگ قصد داشته تا موسیقی را با همان بتن خام و خشن معماری بروتالیستی که در دل فیلم جا خوش کرده است، همسان کند. برای همین، سال‌ها در اروپا چرخید تا بهترین نوازندگان را پیدا کند؛ کسانی که بتوانند ایده عجیب و جسورانه او را به واقعیت تبدیل کنند.

او که از همان مرحله فیلم‌نامه با پروژه همراه بوده است و ثمره این وفاداریِ طولانی‌مدت موسیقی‌ای است که کاملا با روح تاریک و معماگونه فیلم عجین شده است. بلومبرگ با یک پیانوی تنها، تنهایی و اندوه عمیق شخصیت اصلی، لاسلو، را چنان می‌کاود که جان مخاطب را به لرزه درمی‌آورد. اما همین آهنگ‌ساز، وقتی به صحنه‌های حماسی می‌رسد، ناگهان ارکستری عظیم را به میدان می‌آورد که گویی از اعماق زمین سر برآورده‌اند؛ و در کنار آن، ردپای جزِ نفس‌گیر و سینتی‌سایزرهای نوستالژیک دهه ۸۰ هم در لابه‌لای نت‌ها قابل مشاهده است. حاصل این همه جسارت و خلاقیت یکی از به‌یادماندنی‌ترین و حماسی‌ترین موسیقی‌های متن سال است.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی چلنجرز از ترنت رزنور و آتیکوس راس

چلنجرز (ترنت رزنور و آتیکوس راس)

Challengers (Trent Reznor & Atticus Ross)

موسیقی متن «چلنجرز» آن‌قدر با فضای فیلم عجین شده که به دشواری بتوان شخصیت‌ها را بدون موسیقی در ذهن آورد. ترنت رزنور و آتیکوس راس، موسیقی‌ای باشگاه‌پسند (Club-Tastic) ارائه کرده‌اند که نه تنها پرتکرارترین بخش فیلم است، بلکه احتمالا بهترین عنصر آن نیز هست. لوکا گوادانینو (Luca Guadagnino)، از این موسیقی به خوبی بهره گرفته است و در صحنه‌های مختلف، چه لابی هتل باشد و چه حین تمرین کردن؛ کارکرد مناسب خود را گرفته است، خصوصا در صحنه‌های بازی تنیس که ریتم موسیقی در همراهی با ریتم بازی قرار دارد.

آهنگ‌سازان مخاطب را به رقابت شخصیت‌های اصلی داستان می‌برد، موسیقی در زمان نمایش چهره مملو از عرق مایک فیست (Mike Faist) و جاش اوکانر (Josh O’Connor) یک فضا دارد و در هنگام نمایش چهره سرد و مقتدر زندایا (Zendaya) فضایی دیگر. ترنت رزنور و آتیکوس راس برای لحظه به لحظه فیلم برنامه دارند و حالت موسیقی متناسب آن را ارائه می‌دهند که می‌تواند به صورت ناگهانی و دلپذیر تغییر کند: از ضربات کوبنده تا ملودی‌های انسانی، و بازگشت دوباره به موج‌های سرد دیجیتال. این تعامل به ثبات روایت فیلم کمک می‌کند و به زیبایی از طریق موسیقی همه  آنچیزهایی را بیان می‌کند که خود فیلم «Challengers» قرار نیست با صدای بلند بگوید.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی مجمع کاردینال‌ها از فولکر برتلمن

مجمع کاردینال‌ها (فولکر برتلمن)

Conclave (Volker Bertelmann)

موسیقی فیلم «Conclave» چنان عمیق و جان‌فرساست که انگار مستقیما از دل رنج‌های خاموش نقاشی‌های رنسانسِ اطراف محل برگزاری شورای کاردینال‌ها برای انتخاب پاپ جدید زاده شده است. در عین حال، این موسیقی را می‌توان به یک دل‌شکستگی عمیق تشبیه کرد که به اصوات تبدیل شده؛ و این عبارت را صرفا برای تحسین این اثیر می‌گوییم! در دنیای تاریک سیاست‌ها، رازهای واتیکان، و فسادهای پنهان‌شده زیر ردای مذهبی، «ولکر برتلمن» آهنگ‌ساز فیلم، با موسیقی‌اش صدایی صادقانه به فضای داستان بخشیده است؛ صدایی که بی‌قراری روح کاردینال لارنس [با بازی خیره‌کننده رالف فاینز (Ralph Fiennes)] را به صورت بی‌پرده نشان می‌دهد و هم‌زمان، در جایگاه یک موتور صوتی عمل می‌کند که دسیسه‌ها را فراتر از کنترل لارنس به پیش می‌برد و به نمایش می‌گذارد.

این پنجمین همکاری برتلمان با «ادوارد برگر (Edward Berger)» کارگردان است و هماهنگی بیان آن دو در خلق تم‌های قدرتمند موسیقی برای صحنه‌های پرکشش، ثابت می‌کند که چه‌قدر در هم‌کاری باهم موفق‌اند. موسیقی «کانکلیو» به شایعاتی که در راهروهای قدیمی واتیکان پیچیده است، می‌ماند: زنده، دراماتیک، گاه رویاگونه، و همیشه غیرقابل‌پیشبینی.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی مردی متفاوت از اومبرتو اسمریلی

مردی متفاوت (اومبرتو اسمریلی)

A Different Man (Umberto Smerilli)

فیلم «مردی متفاوت» به عنوان گونه‌ای متفاوت از فیلم‌های تریلر معرفی شد، و داستان مردی [با بازی سباستین استن (Sebastian Stan)] که دست‌خوش دگرگونی شدید می‌شود، نمودی از سبک آن است. این فیلم اگرچه به سمت کمدی سیاه و پوچ‌گرا میل می‌کند، اما در قالب تعاریف متداول از سبک‌های مختلفی جای می‌گیرد: از جمله «وحشت فیزیکی (Body Horror)، و در عین حال، یک فیلم مستقل (Indie) خشن نیویورکی است که نگاهی هم‌دلانه به مفاهیم هویت، نقاب‌های اجتماعی و معلولیت دارد.

قلب تپنده این فیلم، موسیقی متن اومبرتو اسمریلی است که دیدگاه جاه‌طلبانه نویسنده/کارگردان، آرون شیمبرگ (Aaron Schimberg)، را به هم پیوند می‌دهد. موسیقی اسمریلی بر پایه یک تم ساده پیانو استوار است و یادآور دست‌آوردهای  آنجلو بادالامنتی (Angelo Badalamenti) در همکاری با دیوید لینچ (David Lynch) است، چه از نظر ملودرام صمیمانه و چه از نظر فضای خاص سبک رازآلود آن. فیلم «مردی متفاوت» اولین تجربه این آهنگ‌ساز ایتالیایی که تحت نظر اساتید بزرگی نظیر انیو موریکونه (Ennio Morricone) و نینو روتا (Nino Rota) آموزش دیده است، در ساخت موسیقی متن برای سینما در آمریکا است و رد پای این میراث را می‌توان در موسیقی او احساس کرد؛ موسیقی‌ای که دریچه‌های احساسی و مسیرهای نویی برای فیلمی که جسارت متفاوت بودن دارد، می‌گشاید.

 

 

موسیقی متن انیمیشن جریان از گینتس زیلبالودیس و ریهاردس زالوپه

جریان (گینتس زیلبالودیس و ریهاردس زالوپه)

Flow (Gints Zilbalodis and Rihards Zalupe)

به نظر می‌رسد برای گینتس زیلبالودیس، نویسندگی، کارگردانی، تهیه‌کنندگی و تدوین انیمیشن «فلو» یا «جریان» کافی نبوده؛ او حتی در ساخت موسیقی متن هم وارد شده است. زیلبالودیس به ایندی‌وایر گفت که حدود هفت ساعت موسیقی ساخته، اما در نهایت فقط ۵۰ دقیقه از آن در نسخه نهایی فیلم مورد استفاده قرار گرفت. با این حال، وقتی جریان را تماشا کنید، کاملا درک می‌کنید که چرا او در مسیر همکاری با دیگر آهنگ‌ساز فیلم، ریهاردس زالوپه، اصرار داشت موسیقی دقیقا همین باشد که هست.

با تم‌هایی به لطافت و پیچیدگی خود انیمیشن، موسیقی متن «فلو» نزدیک‌ترین راه ورود ما به دنیای درونی یک گربه سیاه به عنوان شخصیت اصلی است؛ در حالی که او در حال پیدا کردن مسیر خود از میان مناظری کاملا خالی از انسان است که به‌تدریج زیر آب می‌رود. زیلبالودیس و زالوپه از طریق موسیقی حس عمیقی از رازگونگی را خلق می‌کنند؛ موسیقی‌ای که می‌تواند هم به گاهی به سازهای زهی و چایمز، و گاه بر سینت‌ها و موسیقی درون (اصوات کشیده و پایدار) تکیه کند. «فلو» دقیقا بر لبه مرز میان رمز و راز و کنجکاوی قرار گرفته است، و این موسیقی متن زیلبالودیس و زالوپه است که به مخاطب کمک می‌کند راهش را در آن پیدا کند.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی مرا به ماه پرواز ده از دنیل پمبرتون

مرا به ماه پرواز ده (دنیل پمبرتون)

Fly Me to the Moon (Daniel Pemberton)

واقعا آیا کاری هست که دنیل پمبرتون نتواند انجام دهد؟ آهنگ‌سازی که سازنده یکی از محبوب‌ترین موسیقی‌های متن ما در سال گذشته بود «مرد عنکبوتی: در میان دنیای عنکبوتی (Spider-Man: Across the Spider-Verse)» که بی‌وقفه پرهیجان بود)؛ اما او امسال با یک نوع کاملا متفاوت از موسیقی فیلم به فهرست ما راه پیدا کرده است. پمبرتون در مرا به ماه پرواز ده هر چند سازهای بادی و زهی غرق در حس نوستالژی و کیبوردهایی با حال و هوای پرانرژی دهه ۶۰ میلادی را به کار گرفته است که به خودی خود شنیدنی و لذت‌بخش هستند، اما در کنار آن موسیقی متن فیلم به صورتی توامان هم ایده‌آل افلاطونی موسیقی هیجان‌انگیز و فانک صحنه‌های سرقت و هم تم‌های عاشقانه و پر احساسی برای شخصیت‌های اصلی نگون‌بختش را در خود دارد.

به نظر می‌رسد این اثر، خروجی فوق‌العاده‌ای از ترکیب موسیقی‌های اکشن پرهیجان پمبرتون یا حتی کارهای ملایم‌تر او در «اسب‌های آرام (Slow Horses)» باشد. اما نکته این‌جاست: چیزی که قدیمی به نظر می‌رسد، لزوما ساده نیست. پمبرتون در این‌جا بازی‌گوشی موسیقایی و دقت به جزئیاتی را به نمایش می‌گذارد که حتی تلاش‌های مهندسان ناسا را نیز تحت‌الشعال قرار می‌دهد.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی فیوریوسا از تام هالکنبرگ

فیوریوسا (تام هالکنبرگ)

Furiosa: A Mad Max Saga (Tom Holkenborg)

اگرچه «فیوریوسا: حماسه‌ای از مکس دیوانه» در پایان‌بندی خود، پیش‌درآمد مستقیمی برای «مکس دیوانه: جاده خشم» محسوب می‌شود، اما موسیقی‌های متن این دو اثر از زمین تا آسمان تفاوت دارند. تام هالکنبرگ (با نام مستعار جانکی ایکس‌ال Junkie XL)، آهنگ‌ساز فیلم، موسیقی این پیش‌درآمد را گامی به عقب در زمان و ترکیبی از کهن‌ترین انتخاب‌های سازی با سینتی‌سایزرهای ماژولار از مد افتاده دهه ۶۰ میلادی توصیف می‌کند. این ترکیب، حالتی اپرایی و تاریک پیدا کرده است که به همان اندازه که یک اثر می‌تواند اپرایی باشد، می‌تواند پر از کوبش‌های خشن متال نیز باشد؛ در حالی که کامیون‌های جنگی و مهاجمان، مسیرهای بیابان را به سوی والهالا درمی‌نوردند.

هالکنبرگ با ظرافتی بسیار زیادی، صدایی مملو از اعوجان (Distortion) و آشفتگی می‌آفریند که بدل به فریاد موسیقایی می‌شود که بازتاب‌دهنده خشم انتقام‌جویانه فیوریوسا [با بازی آلایلا براون (Alyla Browne) و آنیا تیلور-جوی (Anya Taylor-Joy)] است و هم‌پای غرش موتور V8 قدرتمندانه قلب فیلم را می‌تپاند. به مانند سایر بخش‌های فیلم، تلاش هالکنبرگ چیزی است که باید با تمام وجود دید و حس کرد.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی افق: حماسه آمریکایی – بخش ۱ از جان دبنی

افق: حماسه آمریکایی – بخش ۱ (جان دبنی)

Horizon: An American Saga – Chapter 1 (John Debney)

در طول تاریخ سینما، وسترن‌ها برخی از بزرگترین موسیقی‌های متن سینما را به ما ارائه داده‌اند، آثاری از اساتیدی مانند المر برنستاین (Elmer Bernstein)، دیمیتری تیومکین (Dimitri Tiomkin)، انیو موریکونه (Ennio Morricone) و دیگران. در فیلم «افق: حماسه آمریکایی – بخش ۱»، جان دبنی موسیقی متنی خلق کرده است که نه تنها این امکان را به او می‌دهد که شانه به شانه این اسطوره‌ها بایستد؛ بلکه امکان مقایسه ساخته او به عنوان اثری ماندگار با بهترین‌های این سبک را نیز فراهم می‌کند.

موسیقی دبنی مجموعه‌ای خیره‌کننده از تم‌ها که در سرتاسر فیلم به‌زیبایی مکمل و متضاد یکدیگر را در خود دارد که هم صمیمی و انسانی است و هم حماسی و عظیم. در راستای خواسته کارگردان کوین کاستنر مبنی بر احترام به دیدگاه‌های متعدد، دبنی با خلاقیت خود از موسیقی فولکلور آمریکایی گرفته تا سازهای بادی بومی سرخ‌پوستان و حتی ریتم‌های کوبه‌ای پرخروش، اثری خلق کرده است که در آن هر خط داستانی موسیقی مختص به خودش را دارد. اما با این همه تنوع، موسیقی هیچ‌وقت از هم نمی‌پاشد و در تلاش خود برای ارج نهادن و هم‌دلی با همه طرف‌ها، یک‌پارچه باقی می‌ماند. این موسیقی متن اثری است به یک اندازه باشکوه و سوزناک، قهرمانانه و تراژیک، و خشن و تغزلی.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی ناکس ناپدید می‌شود از الکس هفس

ناکس ناپدید می‌شود (الکس هفس)

Knox Goes Away (Alex Heffes)

برای تصویری که مایکل کیتون (Michael Keaton) به عنوان کارگردان و بازیگر نقش اصلی از قاتلی حرفه‌ای که به آرامی حافظه و توانایی درک واقعیت خود به دلیل نوعی زوال عقل تهاجمی را از دست می‌دهد، ارائه می‌دهد؛ نیازمند موسیقی‌ای بود که در دنیای خاکستری واقعیت و توهم قدم بزند. الکس هفس به عنوان آهنگ‌ساز فیلم، از سبک کاری آهنگ‌سازان بزرگ فیلم نوآر کلاسیک الهام گرفته است، بدون این‌که کورکورانه از آن‌ها تقلید کند. او موسیقی متن‌هایی مانند اثر جری گلداسمیت برای فیلم «محله چینی‌ها (Chinatown)» را در ذات اثری خود جذب کرده و سپس سبک‌های آن‌ها را با صدایی مدرن‌تر عرضه می‌کند که نه تقلید کورکورانه که نوعی ادای احترام به این گونه آثار است.

در این مسیر سازهای بادی غم‌انگیز و تم‌های پیانوی احساسی با صداهای الکترونیکی و پرکاشن (ضربه‌ای) اعصاب‌خراش جایگزین می‌شوند که همتای صوتی کاملی برای وجود بی‌قرار شخصیت اصلی فراهم می‌کنند؛ این موسیقی گاهی اوقات وهم‌آلود، گاهی اوقات متاثرکننده، و گاهی اوقات اضطراب‌آور است و ممکن است هر سه حالت در یک قطعه شنیده می‌شود. گاهی اوقات صدای سینت وارد قلمرو طراحی صدا می‌شوند و بر روی نت‌هایی ثابت می‌مانند که نه تنها تنهایی شخصیت اصلی، بلکه انزوای ناشی از زندگی در یک شهر بزرگ را فریاد می‌زنند. موسیقی هیپنوتیزم‌کننده است و این حس را القا می‌کند که در حال صحبت کردن به جای شخصیتی است که نمی‌تواند خودش توان صحبت کردن ندارد. هفس ثابت می‌کند که موسیقی متن می‌تواند به اندازه دیالوگ‌ها، حرکات و لباس شخصیت تاثیرگذار باشد و این بخش جدایی‌ناپذیر بازی خیره‌کننده کیتون است.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی نور تلویزیون را دیدم از الکس جی

نور تلویزیون را دیدم (الکس جی)

I Saw the TV Glow (Alex G)

اگرچه ترانه‌های فیلم «نور تلویزیون را دیدم» ساخته جین شونبرون (Jane Schoenbrun)، احتمالا هدف‌مندترین و پیچیده‌ترین انتخاب‌های موسیقی باشند که تا به حال ساخته شده‌اند، اما موسیقی متن الکس جی نیز نقشی کلیدی در خلق آن فضای صوتی «مرزی» و رازآلود دارد؛ فضایی آکنده از خش‌خش‌های نامانوس، ناهماهنگی‌های آزاردهنده، و گویی درونیات دردمند فیلم (شاید با بهره گرفتن از صدای ناخوش‌آیند سازهای بادی؟) داشته است.

الکس جی چه در بازسازی واقع‌گرایانه تجربه طاقت‌فرسای راهروی دبیرستان و چه در یافتن صداهای سینت‌سایزر بی‌نقص برای تم عاشقانه فیلم فرضی «صورتی مات (The Pink Opaque)»، این امکان را برای ما فراهم می‌کند که به راحتی همراه با اوون، با [بازی یان فورمن (Ian Forman)] و جاستیس اسمیت (Justice Smith)] به سوی چیزهای خیال‌انگیزی حرکت کنیم که بسیار واقعی‌تر و قابل لمس‌تر از زندگی واقعی او به نظر می‌رسند. موسیقی متن فیلم‌های ترسناک و عاشقانه معمولاً صریح و غیرلطیف هستند و معمولا این همین عامل، همان چیزی است که فیلم به آن نیاز دارد. اما کار الکس جی، صدایی نیست که به سمت شما هجوم بیاورد؛ بلکه فضایی ایجاد می‌کند برای احساساتی که خودتان در درون با خود دارید، و بعد به صورتی آرامی شما را به درون این فضا می‌کشد.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی درون و بیرون ۲ از آندریا داتزمن

درون و بیرون ۲ (آندریا داتزمن)

Inside Out 2 (Andrea Datzman)

آندریا داتزمن مدتی زیادی است که در بخش موسیقی پیکسار فعالیت می‌کند؛ او نه تنها در «درون و بیرون» اصلی، بلکه در فیلم‌های «بالا (Up)»، «راتاتویی (Ratatouille)»، «ماشین‌ها ۲ (Cars 2)» و چندین انیمیشن کوتاه مرتبط با «بالا» نیز در بخش موسیقی همکاری داشته است. اما این بار، اولین تجربه مستقل او در ساخت موسیقی برای یک فیلم بلند در استودیو «لمپ» دیزنی، نه تنها به ملودی‌های شاد و بازی‌گوش پیانوی نسخه اول ادای احترام می‌کند، بلکه آن را به شکلی پخته‌تر و عمیق‌تر ارتقا داده است و به سطحی بالاتر از اثر درخشان اول رسانده است.

تم‌های مربوط به سفر رایلی، [با صداپیشگی کنزینگتون تالمن (Kensington Tallman)] به یک اردوی هاکی بسیار مهم و سرنوشت‌ساز، همگی کمی غنی‌تر شده‌اند و در جهات مختلف ارتقا پیدا کرده‌اند. موسیقی گاه غمگینانه‌تر و اضطراب‌آلود می‌شود، گاه تندتر و پرانرژی؛ گاهی کاملا با ریتم کمدی فیلم هم‌گام می‌شود و گاهی با نوت‌هایی که بی‌وقفه و شتاب‌زده، مثل وحشت رایلی، از پی هم می‌آیند، فضاسازی می‌کند. حتی ردپای گیتار الکتریک هم در این موسیقی شنیده می‌شود، گویی بازتابی از ذهن درگیر بلوغ شخصیت است. داتزمن در «درون و بیرون ۲» شاهکاری در نمایش نوسان میان خاطرات شیرین و تلخ خلق کرده است. او با ظرافتی مثال‌زدنی، موسیقی متن را چنان با تصاویر انیمیشن هماهنگ کرده است که هرگز بر فضای فیلم سایه نمی‌اندازد، بلکه همواره به افزایش غنای آن کمک می‌کند.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی لیزا فرانکنشتاین از ایزابلا سامرز

لیزا فرانکنشتاین (ایزابلا سامرز)

Lisa Frankenstein (Isabella Summers)

سامرز در استفاده از کرشندوهایی که در موسیقی متن فیلم‌های ترسناک رایج هستند، دقت به خرج می‌دهد تا موسیقی شبیه به یک ترن هوایی احساسی باشد، اما نه از آن‌هایی که تعداد سقوط‌های بی‌دلیل یا غیرضروری دارند. راستش را بخواهید، عالی است.

موسیقی متن ایزابلا سامرز برای فیلم «لیزا فرانکنشتاین» اثری است که با ظرافت بین حال‌وهوای پاپ و تاریک گوتیک در نوسان است، اما به صورتی هوش‌مندان به سمت گوتیک و تاریک تمایل پیدا می‌کند و فضایی سرشار از تنش و خطر ایجاد می‌کند که در تضاد جذاب با ظاهر نئونی فیلم [ساخته زلدا ویلیامز (Zelda Williams)] که برای اثرگذاری بر برای مخاطبان اینستاگرامی ساخته شده است، قرار می‌گیرد.

در این موسیقی، سازهای زهی آن‌قدر پرخروش، مصر و قوی هستند که انگار هرلحظه منظریم «ونزدی آدامز (Wednesday Addam)» دست به کار شود و از آن‌ها یک اجرای کاور خیره‌کننده بسازد؛ در کنار ترانه‌های اصلی فیلم که آن‌ها هم حال‌وهوایی سرزنده و جذاب دارند. سامرز در استفاده از اوج‌گیری‌های مهیج رایج در موسیقی ژانر وحشت، چنان مهارت به خرج داده‌است که موسیقی‌اش شبیه ترن‌های هوایی هیجان‌انگیز وقاعی می‌شود، نه از آن‌هایی که پر از افت‌وخیزهای بیهوده‌اند، بلکه از از آن نوعی که نفس را در سینه حبس می‌کنند. صادقانه بگوییم؟ این موسیقی عالی است.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی پسران نیکل از الکس سامرز و اسکات آلاریو

پسران نیکل (الکس سامرز و اسکات آلاریو)

Nickel Boys (Alex Somers & Scott Alario)

موسیقی متن پرمایه و اتمسفریک الکس سامرز و اسکات آلاریو، از رویکرد اول شخص کارگردان رامل راس (RaMell Ross) در استفاده از دوربین الهام می‌گیرد و بیننده را در یک فضای صوتی غرق می‌کند و او را به مواجهه با تجربه‌های دل‌خراش شخصیت‌های اصلی آسیب‌دیده فیلم را می‌برد. سامرز و آلاریو صداهای طبیعی را در صحنه فیلم‌برداری ضبط کردند تا در موسیقی متن خود بگنجانند و به این ترتیب تلاش کردند تا مرز میان موسیقی و طراحی صدا را محو کنند، تا بتوانند به صورت موشکافانه و دقیق‌تری دیدگاه جاری در فیلم بازتاب دهند.

آن‌ها در این مسیر حتی سازهای آکوستیکشان را هم با تکنیک‌های غیرمتعارف دست‌کاری کردند: مثلا پیانو را روی نوار ضبط کردند، سپس آن را به حلقه‌های تکرارشونده (لوپ) تبدیل کرده، با افکت‌های تاخیر (دیلی) در هم آمیختند و درنهایت به اجزای تشکیل‌دهنده‌اش تجزیه‌اش کردند. موسیقی متن این فیلم به مانند یک کلاژ به‌یادماندنی است؛ ترکیبی از صداهای انسانی و حیوانی، ملودی‌های سنتی و نواهای انتزاعی و آشفته که حس دلهره‌آور و دل‌آشوبی عمیقی به همراه دارد. این صداها نه فقط در طول فیلم، بلکه تا مدت‌ها پس از پایان آن نیز همچون خاطره‌ای ماندگار در ذهن مخاطب باقی می‌مانند.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی نوسفراتو از رابین کارولان

نوسفراتو (رابین کارولان)

Nosferatu (Robin Carolan)

رابین کارولان، آهنگ‌ساز پیش‌گام عرصه موسیقی تجربی، این بار در همکاری مجدد با رابرت اگرز (Robert Eggers) (پس از فیلم حماسی «مرد شمالی (The Northman)»)، برای بازخوانی مدرن اثر کلاسیک «نوسفراتو»، موسیقی متنی خلق کرده که گویی از دِ تاریکی‌ها زاده شده است و ترکیبی هیجان‌انگیز از وحشت، ترس، تراژدی و عشقی نابودشده را در خود دارد. این روایت تازه از داستان خوش‌آشامی، بیش از هر چیز بر اسطوره‌های فولکلور و نبرد مرگبار میان «الن هوتر (Ellen Hutter)» [با بازی لیلی-رز دپ (Lily-Rose Depp)] و «کنت اورلوک (Count Orlok)» [(با بیل اسکارشگورد (Bill Skarsgård)] تمرکز کرده است.

موسیقی متن کارولان، با تلفیق ارکستراسیون عظیم، سازهای اصیل اروپای شرقی و صداگذاری‌های متفاوت و خارج از قاعده، به خوبی با فضای یخ‌زده فضای سفر از آلمان قرن نوزدهم به قلعه شبح‌وار اورلوک در ترانسیلوانیا هم‌خوانی دارد. همچنین، نواهای موسیقی، رویاهای آشفته و پیش‌گویانه الن را، که گویی پرده از سرنوشتی شوم برمی‌دارند را با ظرافتی مثال‌زدنی به تصویر می‌کشند و نقطه این موسیقی متن، در نمایش وسواس بیمارگونه اورلوک نسبت به الن و مسیرِ ویران‌گری است که او آغاز می‌کند، نهفته است.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی پروبلمیستا از رابرت اویانگ روسلی

پروبلمیستا (رابرت اویانگ روسلی)

Problemista (Robert Ouyang Rusli)

موسیقی متن رابرت اویان روسلی برای فیلم «پروبلمیستا» نه‌تنها بهترین استفاده از کر را در میان آثار موسیقی متن امسال به نمایش می‌گذارد، بلکه حال‌وهوایی افسانه‌وار را برای داستان جولیو تورس (Julio Torres) درباره مهاجرت به آمریکا به همراه می‌آورد. این موسیقی پر است از صداهایی که برای یک کمدی عجیب و غریب کاملا مناسبند: سینتی‌سایزرهای رویایی، پیانوهای الکترونیک نویزدار، کف‌زدن‌های ریتمیک یادآور موسیقی ایندی دهه ۲۰۰۰ و همه نوع زنگوله‌ها و زیلوفون‌ها. اما هنر واقعی روسلی در ترکیب این همه رنگ به‌ظاهر ناسازگار است که نتیجه‌ای شگفت‌انگیز و لذت‌بخش خلق کرده است.

او از اوج‌گیری‌های ناگهانی و تغییرات پرقدرت در موسیقی هراسی ندارد، به‌ویژه در سکانس‌های کوتاهی که چالش‌های آلخاندرو (با بازی خود خولیو تورس)، یک عروسک‌ساز آرزومند و درمانده را برجسته می‌کنند. حتی بخش‌های پر از نت‌های سنگین پیانو هم نیز با تنظیمات هوش‌مندانه در ریتم و شدت صدا، راه خود به قلب مخاطب را باز می‌کنند. این موسیقی دقیقا معادل صوتی یک هنرمند ورشکسته است که همزمان با فروپاشی ذهنی دست‌وپنجه نرم می‌کند و تلاش می‌کند در شهری بی‌رحم به مانند نیویورک زنده بماند و جالب این‌جاست که این هرج‌ومرج صوتی، به‌شکلی باورنکردنی‌ای عالی عمل می‌کند.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی غروب ساسکواچ از پروژه اختاپوس

غروب ساسکواچ (پروژه اختاپوس)

Sasquatch Sunset (The Octopus Project)

گروه پروژه اختاپوس (The Octopus Project) این بار در فیلم «غروب ساسکواچ» از سطح آثار گذشته خود در ساخت موسیقی برای تیزرهای و تریلرهای سینمایی فراتر رفته است. موسیقی آن‌ها برای فیلم برادران زلنر، شبیه به موسیقی متن یک مستند طبیعت است که با حال‌وهوای خاص شهر آستین تگزاس و ضرب‌آهنگ‌های ساده و صمیمی لوفای درآمیخته شده است. این ترکیب منحصربه‌فرد، دقیقا نقطه قوت کار آن‌هاست.

موسیقی متن این فیلم مخاطب را وادار می‌کند که سرعتش را کم کند و به جزئیات؛ از نوای ظریف گیتارها گرفته تا ملودی‌های الکترونیکی که مثل نسیمی میان برگ‌های درختان می‌پیچند، توجه کند. این ریتم آرام و عمیق، هم‌ذات‌پنداری ما با خانواده اسرارآمیز ساسکواچ‌ها در فیلم را آسان‌تر می‌کند (جالب است بدانید یکی از قطعه‌های این موسیقی با صدای رایلی کیئو (Riley Keough) خواننده سریال محبوب «دیزی جونز و شش نفر (Daisy Jones and the Six)» همراه شده است). نکته جالب دیگر این است که موسیقی «غروب ساسکواچ» بدون این‌که سنگین باشد یا احساسات مصنوعی داشته باشد، حسی از هم‌دلی و ارتباط نامرئی با موجودات عجیب فیلم (کریپتیدها) را ایجاد می‌کند.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی شنبه شب از جان باتیسته

شنبه شب (جان باتیسته)

Saturday Night (Jon Batiste)

روایت لحظه به لحظه جیسون رایتمن (Jason Reitman) به عنوان کارگردان فیلم، از ۹۰ دقیقه پرتنش منتهی به پخش زنده «ساتردی نایت لایو (Saturday Night Live)» بیننده را دقیقا به پشت صحنه شبی تاریخی در سال ۱۹۷۵ می‌برد، و این تنش هیجان‌انگیز با موسیقی کوبه‌ای خلاقانه و متنوع جان باتیست، ابعاد و عمق تازه‌ای پیدا کرده است.

باتیست در این پروژه با بهره گرفتن از طیف وسیعی از سازهای کوبه‌ای، موسیقی متن را نه تنها ضبط کرده، بلکه در حین فیلم‌برداری و در صحنه نوشته است، و بر اساس تصاویری که هر روز رایتمن ضبط می‌کرد، بداهه‌پردازی کرده است. موسیقی متن او عموما فاقد هارمونی مشخصی است و و بدون تونالیته مشخص (Atonal) است و فضای غافل‌گیرکننده دارد، اما به طور بی‌نقصی انرژی برنامه‌ای را منتقل می‌کند که هر لحظه در آستانه فروپاشی قرار دارد، و با سرسختی سرعت فیلم را به جلو می‌راند. باتیست در فیلم نقش دوگانه‌ای ایفا می‌کند؛ و در کنار آهنگ‌سازی در نقش بیلی پرستون (Billy Preston)، مهمان موسیقی برنامه «ساتردی نایت لایو» ظاهر می‌شود و حضور او در سراسر فیلم را می‌توان به عنوان عنصری کلیدی برای ایجاد قدرت کلی روایت و همچنین افزودن به ارزش سرگرمی فیلم یاد کرد.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی ربات وحشی از کریس باورز

ربات وحشی (کریس باورز)

The Wild Robot (Kris Bowers)

کریس باوِرز در موسیقی متن فیلم «ربات وحشی»، درهم‌آمیزی دقیقی از شگفتی، ماجراجویی و مالیخولیا را با حس ایجاد کرده است. سابقه قبلی او در آثاری مانند «شوالیه (Chevalier)» و «بریجرتون (Bridgerton)»، مهارت او در خلق فضای عاشقانه، ماجراجویانه و احساسی با سازهای زهی، که عموما در قالب یک قطعه موسیقی واحد نیز انجام می‌شود را به خوبی ثابت کرده است.

اما نقطه قوت اصلی باوِرز در این اثر، توانایی او در پرورش ایده‌های موسیقایی است؛ طوری که این نت‌ها انگار خود احساسات ما را بازتاب می‌دهند. این ویژگی به ویژه برای داستان نامتعارف فیلم که به مضمون رابطه والدگری بین یک ربات [با صداپیشگی لوپیتا نیونگو (Lupita Nyong)] و یک جوجه‌غاز [با صداپیشگی کیت کانر (Kit Connor)] می‌پردازد، کاملا مناسب است. او با ترکیبی از ارکستر، سینتی‌سایزر و سازهای کوبه‌ای غیرمرسوم، فضایی آفریده است که به جغرافیا یا فرهنگ خاصی محدود نیست. این موسیقی آن‌قدر جهان‌شمول است که ممکن است آهنگ «کمی تقویت می‌خواهم (I Could Use a Boos)» ممکن است بعد از تماشای فیلم، به فهرست پخش آهنگ‌های خانوادگی بسیاری از والدین برای رانندگی بعد از ترک فرزندانشان در دانشگاه تبدیل شود. موسیقی باورز نقش کلیدی در موفقیت و جذابیت کلی «ربات وحشی» ایفا کرده است.

 

موسیقی متن فیلم سینمایی زن جوان و دریا از آملیا وارنر

زن جوان و دریا (آملیا وارنر)

Young Woman and the Sea (Amelia Warner)

وقتی یک موسیقی متن کار خود را به بهترین شکل انجام می‌دهد، تاثیر واضح و مشهود مثبتی بر فیلم دارد. این موسیقی متن همراهی‌کننده داستان واقعی اولین زنی است که کانال مانش را شنا کرد و ساخته آملیا وارنر نیز به همان اندازه باشکوه، الهام‌بخش و قهرمانانه است. او در این اثر با استفاده سازهای بادی و زهی که در هماهنگی با فضای سیال دریا  قرار دارند، اثری خلق کرده است که در همراهی کامل با تلاش‌های قهرمان داستان به حرکت درمی‌آید و یادآور آثار آهنگ‌سازان بزرگی نظیر جیمز هورنر (James Horner) یا مارک آیشام (Mark Isham)، اما با هویتی مستقل است.

موسیقی او در سکانس‌های مونتاژ انگیزشی (سکانس‌هایی که در آن چندین نمای کوتاه مرتبط یا غیرمرتبط از نظر زمانی و مکانی به صورت پیوسته پشت سر هم قرار می‌گیرند) بسیار عالی عمل می‌کند، به‌ویژه در صحنه‌های چالش‌برانگیزی مانند مواجهه قهرمان با عروس‌های دریایی که تغییر ریتم و حال‌وهوای قطعات در آن بی‌نقص جلوه می‌کند. موسیقی متن فیلم زن جوان و دریا نیازی ندارد که به  دنبال نوآوری‌های پیچیده یا تجربی برود اما اثر آملیا وارنر در فضای کلاسیک به اندازه کافی مهیج و پرانرژی هست که به تنهایی بتنوان آن را تحسین کرد.

 

 

 

نظر شما چیست؟ به نظر شما بهترین موسیقی متن در میان فیلم‌های سینمایی سال ۲۰۲۴ متعلق به کیست؟ خوشحال می‌شویم که از نظر شما اطلاع پیدا کنیم.

 

منبع

صفحه هنرمند:
صفحه هنرمند:
صفحه هنرمند:
صفحه هنرمند:
صفحه هنرمند:
صفحه هنرمند:
صفحه هنرمند:
صفحه هنرمند:
صفحه هنرمند:
صفحه هنرمند:
در دنیای موسیقی بشنوید :
در دنیای موسیقی بشنوید :
Daniel Blumberg
در دنیای موسیقی بشنوید :
در دنیای موسیقی بشنوید :
در دنیای موسیقی بشنوید :
در دنیای موسیقی بشنوید :
نظرات شما :