گربهها شیرین، دوستداشتنی، دلنشین، آرامشبخش و زیبا هستند. تعبیری در مورد آنها هست که آنها درمان دردی هستند که خود عامل به وجود آمدنش نبودهاند. همیشه میتوان از دیدن آنها به مانند روز اول لذت برد و به حظ بینهایت رسید. برای سرپرست گربه، آرامش و آسایش همدم خانگیاش، شاید مهمترین دغدغه باشد. اما، امان از روزی که قرار باشد گربه را بیرون ببریم، خصوصا به دامپزشکی. در آن لحظه، تمام آن زیبایی و آرامش جای خود را به اضطراب و هراس میدهد.
یکی از سختترین کارها برای سرپرستهای گربه، بردن این موجود دوستداشتنی به دامپزشکی است. صحنه آشنای استرس در هنگام خروج از خانه، تلاش برای فرار، چنگ زدن و یا ایجاد سروصدا از سوی گربه، خاطره مشترک همه کسانی است که یک بار گربهای را برای معاینه یا درمان به دامپزشکی بردهاند. لحظهای که همان موجود ناز و آرامی که در طول روز زمانی زیادی را به خواب یا لم دادن روی مبل یا ایجاد آشوب 😁 یا خط و خطوط روی وسایل خانه 😁 میگذراند، ناگهان بدل به یک توده پشمالوی مضطرب میشود، هم ناراحتکننده و استرسآور است. استرس ویزیت دامپزشکی برای گربهها یک معضل جدی است و حتی برخی از آنها تا ۵ هفته پس از دامپزشکی نیز همچنان این حس را در خود دارند.
اما راه حل شاید، داروی آرامشبخشی چون گاباپانتین نباشد، بلکه یک قطعه موسیقی باشد که دقیقا برای گوشهای مثلثی آنها ساخته شده است. پژوهشی که توسط دانشگاه ایالتی لوئیزیانا (LSU) و دانشکده دامپزشکی آن (آماندا همپتون (Amanda Hampton)، الکساندرا فورد (Alexandra Ford)، روی ئی. کاکس سوم (Roy E Cox III)، چین-چی لیو (Chin-chi Liu) و رولاند کوه (Ronald Koh)) انجام شده است، به این موضوع پرداخته و این مسئله را پیش گذاشته است که موسیقی مناسب میتواند، تاثیری چشمگیر در نحوه برخورد با استرس این حیوانات داشته باشد.
موسیقی زبان مشترک همه موجودات زنده نیست. در حالی که بتهوون و فوره میتوانند روح انسان را نوازش دهند، برای گربه شما ممکن است فقط یک پسزمینه بیمعنی باشند.

مقدمه
اگر شما هم مثل من رابطهای نزدیک با گربهها داشتهاید، حتما با مسائلی که در بالا مطرح شد، روبهرو شدهاید. همین مسئله باعث شد تا خارج از روند بخش بلاگ، در این مقاله دنیای موسیقی به سراغ راهی برای کاهش مشکلات بردن گربهها به دامپزشکی برویم. بیشتر محتوای این متن از مقاله اصلی و مرجع این پژوهش اقتباس و سادهسازی شده است، در بخشهایی نیز تلاش شده است تا متن، متناسب با زندگی در ایران بهینه شود. با ما در دنیای موسیقی در مسیر کشف دلیل تاثیر «موسیقی گربهپسند» بر آرامش گربهها همراه باشد.
چرا موسیقی میتواند نقش درمانی و التیامبخش برای حیوانات داشته باشد؟
اگر فردی از نزدیکان شما در بخش مراقبتهای ویژه بستری باشد، سوال چه نوع موسیقی گوش میدهد، سوالی آشنا برای بیمار و اطرافیان او است. در مورد انسانها، سالها است که از موسیقی در زمینه پزشکی استفاده میشود و به عنوان یک رویکرد کمکی (Adjunct Therapy) مورد استفاده است. از کاهش اضطراب بیمارهای سرطانی و قلبی گرفته تا بهبود عملکرد شناختی در بیماران سکته مغزی، موسیقی جای پای محکمی در اتاقهای عمل و بخش مراقبتهای ویژه دارد. همین امر، زمینهساز تلاشهایی برای بررسی این موضوع در مورد حیوانات شد.
پیش از این، مطالعات روی سگهای پناهگاهی نشان داده بود که شنیدن موسیقی کلاسیک میتواند باعث کاهش پارس کردن، افزایش دراز کشیدن و به صورت کلی تحریک سیستم عصبی پاراسمپاتیک (مسئول آرامش) شود. حتی در میمونهای تامارین نیز ملودیهای ساختهشده بر اساس صدای خودشان، باعث افزایش رفتارهای آرام و جستجوی غذا شد. اما همیشه یک اما وجود داشت: «عادتپذیری» یا «Habituation». سگها پس از دو روز گوش دادن به یک قطعه کلاسیک ثابت، دیگر به آن پاسخ نمیدادند و اثر آرامشبخش آن از بین میرفت.
اما ماجرا در مورد گربهها تفاوتهای بنیادینی دارد. گربهها بر خلاف سگها که انسان را در مرکز نگاه خود به جهان میبینند، شخصیتی مستقل و خودمحور دارند که قلمرو شنیداری منحصر به فردی نیز دارند. در مورد گربهها سوال این بود که آیا اصلا گربهها به موسیقیای که برای انسان ساخته شده است، توجه میکنند یا اینکه آنها به زبان موسیقایی مستقل و متفاوتی نیاز دارند؟
موسیقی کلاسیک تاثیری ندارد ولی موسیقی گربهپسند تاثیر زیادی دارد.

علم عجیب «موسیقی گربهپسند»
در اینجا نام دیوید تای (David Teie)، نوازنده و آهنگساز ویولنسل خلاق با نظریه انقلابیاش به میان میآید: حیوانات مختلف باید موسیقی متناسب با گونه خودشان را داشته باشند. برای یک گربه، صدای پیانو یا ویولن در فرکانسهای صدای انسان (که حدودا ۶۶ ضربان در دقیقه است) معنا و مفهوم آرامشبخشی ندارد.
پژوهشگران در این مطالعه، تمرکز خود را روی قطعه «Scooter Bere's Aria» از آلبوم «Music For Cats, Album One» ساخته دیوید تای گذاردند. نکته جالب در مورد این آلبوم این است که تنها آلبوم ساختهشده برای موجودی غیر از انسان که به جدول بیلبورد راه یافته است. به صورت کلی این قطعه، بر سه اساس استوار است:
- ۱. فرکانسهای آشنا: محدوده صدای انسان بین ۲۰۰ تا ۸۰۰۰ هرتز قرار دارد، اما این محدوده در گربهها بین ۴۸ تا ۸۵ هزار هرتز است. موسیقی گربهپسند دقیقا در این باند فرکانسی ساخته شده است.
- ۲. ضربآهنگهای الهامگرفته از طبیعت: بنا به عقیده پژوهشگران، مراکز عاطفی مغز گربه در دوران شیرخوارگی شکل میگیرد. به همین دلیل، این موسیقی مملو از صدای «خرخر» و «صداهای مکیدن» است که یادآور دوران نوزادی و نزدیکی به مادر است.
- ۳. تمپوی مناسب: برخلاف موسیقی کلاسیک که ضربان آن با قلب انسان تنظیم شده، این قطعه دارای ریتمی است که با سرعت ارتباطات عاطفی گربهها هماهنگ است.

تنها آلبوم ساختهشده برای موجودی غیر از انسان که به جدول بیلبورد راه یافته است.
آزمایشی بر روی ۲۰ گربه مضطرب
برای اثبات این فرضیه، پژوهشگران یک کارآزمایی بالینی متقاطع (Crossover Trial) روی ۲۰ گربه سالم طراحی کردند. هر گربه در سه نوبت جداگانه (با فاصله دو هفته) به کلینیک آورده شد و در هر نوبت، یکی از سه حالت زیر را تجربه کرد:
- حالت اول: سکوت کامل (گروه کنترل)
- حالت دوم: پخش موسیقی کلاسیک (قطعه «Elegie» از گابریل فوره)
- حالت سوم: پخش موسیقی اختصاصی گربه («Scooter Bere's Aria» از تای)
روند کار به این صورت بود که گربهها به مدت ۱۰ دقیقه در اتاق معاینه به محرک صوتی گوش میدادند و سپس تحت یک معاینه فیزیکی کامل (شامل لمس شکم، معاینه دهان، اندازهگیری دما و گوش دادن به قلب و ریه) قرار میگرفتند. تمام این فرآیند فیلمبرداری شد و یک ناظر خارجی (که نمیدانست کدام موسیقی پخش شده) رفتار گربهها را با دو معیار دقیق امتیازدهی کرد:
- ۱. نمره استرس گربه (CSS): مقیاسی از ۱ تا ۷ که وضعیت بدن، حالت گوشها و مردمکها را بررسی میکند.
- ۲. نمره مهارپذیری (HS): میزان همکاری گربه با فرد معاینهکننده.
علاوه بر رفتار، پژوهشگران یک شاخص فیزیولوژیک به نام نسبت نوتروفیل به لنفوسیت (NLR) را اندازه گرفتند. این نسبت، یک نشانگر استاندارد برای استرس مزمن در بدن است؛ جایی که هورمونهای استرس (کورتیزول) باعث افزایش نوتروفیلها و کاهش لنفوسیتها در خون میشود.
نتیجه: موسیقی کلاسیک تاثیری ندارد ولی موسیقی گربهپسند تاثیر زیادی دارد.
نتایج این پژوهش که در مجله معتبر Journal of Feline Medicine and Surgery منتشر شده، حاوی نکات طلایی است:
- ۱. موسیقی کلاسیک با سکوت تفاوتی ندارد: در کمال تعجب، تفاوت آماری معناداری بین نمرات استرس گربهها در حالت سکوت و حالت موسیقی کلاسیک مشاهده نشد. به عبارت دیگر، پخش قطعه زیبای فوره برای گربهها هیچ تاثیری بهتر از نشنیدن هیچ صدایی نداشت. این یعنی گربهها عملا موسیقی ساختهشده برای انسان را نادیده میگیرند یا آن را یک سر و صدای بیهوده تلقی میکنند (صد البته همین انتظار هم در مورد نحوه برخورد ارباب با علائق انسان خانگی میرفت 😁).
- ۲. معجزه موسیقی گربهپسند: نمرات استرس (CSS) در گروهی که به موسیقی اختصاصی گوش دادند، در مقایسه با هر دو گروه دیگر (سکوت و کلاسیک) به طور چشمگیری و معناداری پایینتر بود. گربههایی که «Scooter Bere's Aria» را شنیدند، بدنشان آرامتر بود، مردمکهایشان کوچکتر و گوشهایشان حالتی طبیعی داشت.
- ۳. سهولت در معاینه: مهمتر از همه، نمرات مهارپذیری (HS) در گروه موسیقی گربهپسند به مراتب بهتر از دو گروه دیگر بود. یعنی دامپزشکان به راحتی توانستند این گربهها را معاینه کنند، ضربان قلبشان را بشنوند و شکمشان را لمس کنند بدون اینکه گربه واکنش تهاجمی یا فرار از خود نشان دهد. این یعنی کاهش استرس، به معنای واقعی، کیفیت مراقبتهای درمانی را افزایش میدهد.
نمرات استرس (CSS) در گروهی که به موسیقی اختصاصی گوش دادند، در مقایسه با هر دو گروه دیگر (سکوت و کلاسیک) به طور چشمگیری و معناداری پایینتر بود.
اما ماجرای خون چه بود؟
اگر رفتار گربهها اینقدر بهتر شده، چرا شاخص خونی (نسبت نوتروفیل به لنفوسیت) تفاوتی بین سه گروه نشان نداد؟ پژوهشگران پاسخ جالبی برای این تناقض دارند.
استرس فیزیولوژیک خونی، برخلاف استرس رفتاری، یک واکنش کندتر و طولانیتر است. گربهها برای رسیدن به کلینیک، سوار ماشین شده و یک محیط کاملا جدید را تجربه کرده بودند. این «استرس حاد» ناشی از مسافرت، آنقدر قوی است که سطح هورمونهای بدن را به شدت بالا میبرد. پژوهشگران اشاره میکنند که برای برگشت پروفایل خونی به حالت عادی، حدود ۳ ساعت زمان نیاز است، در حالی که گربهها تنها ۲۰ دقیقه موسیقی گوش دادند.
به عبارت دیگر، موسیقی گربهپسند مثل یک مسکن فوری روی رفتار اثر میگذارد، اما زمان بیشتری لازم است تا اثرات آن بر شیمی درونی خون نمایان شود. پژوهشگران پیشنهاد میکنند که در مطالعات آینده، شاخصهای دیگر مانند کورتیزول مدفوع یا تغییرات ضربان قلب (HRV) که واکنشهای لحظهای را نشان میدهند، جایگزین آزمایش خون شوند.

این کشف چه معنایی برای شما و گربهتان دارد؟
پیامدهای این مطالعه فراتر از یک آزمایشگاه است. وقتی گربه شما در ویزیت بعدی آرامتر باشد، نه تنها استرس کمتری متحمل میشود، بلکه دامپزشک میتواند معاینه دقیقتری انجام دهد و بیماریها را زودتر تشخیص دهد. از سوی دیگر، صاحبان حیوانات نیز از یک ویزیت آرام و بدون گاز گرفتن و چنگ زدن و خشونت و بحران 😁، رضایت بیشتری خواهند داشت و این یعنی ویزیتهای بعدی با تردید کمتری همراه خواهد بود.
برای کلینیکهای دامپزشکی، این یک راهکار فوقالعاده ساده و کمهزینه است: به جای سکوت استرسزا یا موسیقی کلاسیک بیتاثیر در این زمینه، فقط کافی است یک لیست پخش از موسیقی مخصوص گربهها (که هر دو آلبوم دیوید تای در دنیای موسیقی در دسترس است) در اتاق انتظار و معاینه پخش شود.
جمعبندی
موسیقی زبان مشترک همه موجودات زنده نیست. در حالی که بتهوون و فوره میتوانند روح انسان را نوازش دهند، برای گربه شما ممکن است فقط یک پسزمینه بیمعنی باشند. اما وقتی آهنگسازی مثل دیوید تای، صداهای خرخر و مکیدن را به نتهای موسیقی تبدیل میکند، در واقع با گربهها به زبان مادریشان حرف میزند.
پس دفعه بعد که قصد رفتن به دامپزشکی را دارید، به یاد داشته باشید که آرامش گربهتان شاید در یک قطعه دو دقیقهای پنهان شده باشد که دقیقا برای گوشهای ظریف مثلثی او تنظیم شده است. علم ثابت کرده که برای آرام کردن یک گربه، نباید به دنبال «موسیقی خوب» بود، بلکه باید به دنبال «موسیقی درست» گشت.

نظر شما چیست؟
تجربه شما از بردن گربه دامپزشکی چیست؟ آیا شما رابطه خاصی میان موسیقی و گربه احساس کردهاید؟ آیا تا به حال برایش موسیقی پخش کردهاید؟ لطفا داستانها، تجربهها و مشاهدات خود را در بخش دیدگاهها با ما و دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید.


