آلبوم «This Is Arvo Pärt» پنجرهای است به جهانی که در آن سکوت، بلندتر از هر نت موسیقی سخن میگوید. این مجموعهٔ پنجاهقطعهای، روایتی است از نیمقرن تلاش خاموشترین غول موسیقی معاصر؛ آهنگسازی استونیایی که پس از سالها جستوجوی پرشور در دل مدرنیسم، ناگهان سکوت اختیار کرد و از دل آن سکوت، زبانی تازه بیرون آورد: زبانی که خودش آن را «تینتینابولی» نامید، بهمعنای «زنگوارگی». اینجا، در این گردآوری، از تکنوازیهای پیانوی عریان تا کرالهای چندلایه، از قطعات ارکستری حماسی تا نجواهای مذهبی، همه چیز در کنار هم چیده شده تا شنونده بتواند یک عمر مکاشفه در اعماق روح را در چند ساعت تجربه کند. این مجموعه بیتردید یکی از بهترینهای آروو پرت را در خود جای داده است.
تولد یک زبان تازه: تینتینابولی و انقلاب در سکوت
اوایل دههٔ هفتاد میلادی، آروو پرت، آهنگساز چهلسالهٔ استونیایی، به بنبست رسیده بود. سالها در قالبهای سریالیسم و نئوکلاسیک تلاش کرده بود، اما نتیجه آنچنان که میخواست نبود. سپس هشت سال سکوت کرد؛ هشت سال نه نتنوشت، نه اجرا کرد. اما این سکوت، باردار بود. وقتی در ۱۹۷۶ بازگشت، جهان را با سهگانهای از شاهکارها غافلگیر کرد: «Für Alina»، «Fratres» و «Cantus in Memory of Benjamin Britten». آنچه در این آثار میشنویم، تینتینابولی است: ملودیهای سادهٔ سهصدایی که مانند زنگها به صدا درمیآیند و در فضایی از سکوت شناور میشوند. در این مجموعه، نسخههای متعددی از این سه شاهکار به گوش میرسد: «Für Alina» با اجرای الکساندر مالتِر (پیانو) و نیز با اجرای آلسّیو بکس، «Fratres» در دو نسخه: تنظیم برای پیانوی جورجی اوسوکینز (۱۱ دقیقه) و اجرای اسطورهای گیدون کرمر با کیت جرت (۱۱ دقیقه). این آثار، بنیاد بهترین آهنگهای آروو پرت را تشکیل میدهند؛ آثاری که در آنها هر نت چون دعایی نجوا میشود.
آینه در آینه: سادهترین ملودی، عمیقترین احساس
مشهورترین قطعهٔ پرت، بیتردید «Spiegel im Spiegel» (آینه در آینه) است؛ قطعهای که به باور بسیاری، سادهترین و در عین حال عمیقترین موسیقی قرن بیستم را رقم زده. این قطعه در این مجموعه چهار بار تکرار شده است: با ویلن و پیانو (ولادیمیر اسپیواکوف)، با ویولنسل و پیانو (الکساندر مالتِر)، با ویلن و پیانو (لیزا باتیاشویلی با هلن گریمو)، و تنظیمی دیگر با ویلن و پیانو (لوک فالکنر با نادیا واسیلیوا). این تکرارها تصادفی نیست؛ هر اجرا، نوری متفاوت به همان آینه میتاباند. خط ویلن که آرام بالا میرود، پیانو که نتها را چون قطرههای باران میچیند، و فضایی که میان این دو، همچون گفتوگوی عاشقانهای در خلأ شناور است. پرت این قطعه را در ۱۹۷۸ نوشت و از آن پس، هزاران بار در فیلمها، مستندها و مراسمهای گوناگون نواخته شده است. اگر به دنبال آهنگهای ماندگار آروو پرت هستید که یکبار برای همیشه روح را تسخیر کنند، این قطعه اولین گزینه است.
موسیقی به مثابه نیایش: از «Vater unser» تا «Kanon Pokajanen»
آروو پرت در ۱۹۷۲ به کلیسای ارتدکس روسی گروید و این ایمان، تمام آثار بعدی او را رنگ زد. بسیاری از قطعات این مجموعه، نیایشهایی هستند در قالب موسیقی. «Vater unser» (پدر ما) با اجرای گروه کر فیلارمونیک استونی و ارکستر مجلسی تالین، دعای ربانی را به زبانی بدیع ترجمه میکند. «The Deer's Cry» (فریاد آهو) که با دو اجرای متفاوت در این آلبوم حاضر است (گروه پلیفونی به رهبری استیون لیتون و گروه وکس کلامنتیس به رهبری یان-ایک تولوه)، بر اساس دعای باستانی سنت پاتریک ساخته شده که میگوید: «مسیح با من، مسیح پیش از من، مسیح پس از من...». اما اوج این نیایشها، قطعاتی از «Kanon Pokajanen» (کانون توبه) است؛ اثر عظیمی برای گروه کر که بر اساس متون کهن اسلاوی کلیسایی در ۱۹۹۷ ساخته شد. قطعات «Ode IV»، «Kondakion» و «Ode VI» از این اثر در آلبوم حاضرند و شنونده را به اعماق توبه و تطهیر میبرند. این آثار، برترین آثار آروو پرت در ژانر کرال محسوب میشوند.
ارکستر و صداهای بیزمان: از «Cantus» تا سمفونیها
در کنار آثار مجلسی و کرال، پرت آثاری برای ارکستر نیز آفریده که در آنها عظمت و سادگی به شکلی حیرتانگیز درمیآمیزند. «Cantus in Memory of Benjamin Britten» (سرود در یاد بنجامین بریتن) که با دو اجرا در این مجموعه حاضر است (ارکستر ایالت اشتوتگارت و ارکستر مجلسی انگلستان)، قطعهای برای ارکستر زهی و ناقوس است که پس از مرگ آهنگساز بزرگ بریتانیایی در ۱۹۷۶ ساخته شد. در این قطعه، ملودیها مانند حلقههای متحدالمرکز در آب، به تدریج فرو مینشینند و در نهایت به سکوتی باشکوه میرسند. سمفونیهای سوم و چهارم پرت نیز در این مجموعه با قطعاتی حضور دارند: موومان دوم از سمفونی سوم، و موومان سوم از سمفونی چهارم «لسآنجلس» که تقدیم به شهیدانِ خشونت شهری در آمریکاست. «L'abbé Agathon» (۱۳ دقیقه) برای سوپرانوی ماریا لیسترا و ارکستر، روایتگر داستانی از زندگی قدیسین است و یکی از دراماتیکترین آثار این آلبوم به شمار میرود.
میراثدار سکوت: تأثیر پرت بر موسیقی جهان
تأثیر آروو پرت تنها به قلمرو موسیقی کلاسیک محدود نمانده. موسیقی او در فیلمهای برندهٔ اسکار (از جمله «There Will Be Blood» پل توماس اندرسن و «Gravity» آلفونسو کوارون) استفاده شده و به بخشی از حافظهٔ شنیداری بشر تبدیل گشته است. فیلسوفانی مانند اسلاوی ژیژک و الن بدیو دربارهٔ او نوشتهاند و پاپها و رهبران جهان از او تجلیل کردهاند. اما شاید مهمترین میراث او، بازگرداندن «سکوت» به موسیقی باشد. در جهانی که هر لحظه پرسرودتر میشود، موسیقی پرت یادآوری میکند که عمیقترین مفاهیم، گاه در لابهلای سکوتها زاده میشوند. این آلبوم، با گنجاندن نسخههای متعدد از یک اثر و نمایش دورههای گوناگون کاری او، بهترین فرصت را برای درک این میراث فراهم میکند. اگر به دنبال بهترینهای آروو پرت هستید تا سفری داشته باشید به اعماق سکوت و نور، این آلبوم همان مقصد نهایی است.
جمعبندی: زنگی که تا ابد به صدا درمیآید
«This Is Arvo Pärt» نه فقط یک گردآوری، که یک زیارتگاه صوتی است. از «Für Alina» که با ده دقیقه سکوت و نت، ذهن را به مدیتیشنی عمیق میبرد تا «Spiegel im Spiegel» که آینهٔ روح را در برابرت میگیرد، و از «Fratres» که برادری انسانی را فریاد میزند تا «Kanon Pokajanen» که توبه را به اوج میرساند. اینجا همه چیز هست: غم، امید، ایمان، تردید، و در نهایت، آرامش. پرت موسیقی را به نمازخانهای تبدیل کرده که هر کس با هر عقیدهای میتواند در آن زانو بزند و با خودش خلوت کند. این مجموعه، عصارهٔ یک عمر مکاشفه در اعماق وجود است؛ هدیهای از سوی مردی که سکوت را به بلندترین فریاد تاریخ تبدیل کرد.
























بسیار زیبا ، فوق العاده... ، ویژگی برجسته و قدرت موسیقی آروو در سادگی و فرم عریان آهنگهای اونه ، بدون کثرت مصالح و پیچیدگی های فرم بر شنونده غالب میشه. در دنیایی که خیلی از موسیقیها بیش از حد سر و صدا دارن و پر از ایده هستن ، بر سکوت و سادگی تاکید کرده . در واقع از عرض کاسته و بر عمق افزوده...
بله، هنر آروو پرت در استفاده از سکوته. سکوت در میان صداها، جاییه برای فکر کردن و لذت بردن از صدای موسیقی. خوشحالیم که دوست داستید ❤️