در دو بخش اول این مطلب، که در آن از تعداد زیادی از آهنگسازان برجسته معاصر خواسته شده بود تا آهنگسازان مورد علاقه خود را معرفی کنند، به شماری از آهنگسازان برتر تاریخ موسیقی پرداخته بودیم. پس از معرفی ۲۰ آهنگساز از فهرست ۵۰ تایی، اکنون به سراغ آهنگسازانی میرویم که در جایگاههای ۲۱ تا ۳۰ قرار دارند.
با دنیای موسیقی در معرفی این آهنگسازان اسطورهای همراه باشید.

۳۰- ویتولد لوتوسوافسکی Witold Lutosławski
۱۹۱۳-۱۹۹۴
آهنگساز و رهبر ارکستر معروف که خود یک ارکستراتور نامی بود
سباستین فاگرلوند Sebastian Fagerlund (آهنگساز فنلاندی) در مورد ویتولد لوتوسوافسکی میگوید:
«در اوایل دوران نوجوانی با موسیقی لوتوسوافسکی آشنا شدم. قطعه Livre pour Orchestre از او یکی از قطعاتی است که من به صورت متداول به آن بازمیگردم و هر بار چیزی جدید در آن پیدا میکنم. در آثار ارکسترال لوتوسوافسکی کنترل استادانهای بر درک زمان از طریق دستکاری در تون، لافت و اشکال موسیقی وجود دارد.
چیزی که بیش از همه در مورد آثار لوتوسوافسکی برایم جالب به نظر میرسد، این است که او در جایگاه آهنگساز چه شخصیت انسانی دارد. حتی در پیشرفتهترین و پیچیدهترین بخشها، موسیقی او با صراحتی دقیق با مخاطب ارتباط برقرار میکند. موسیقی او همچنین به طور همزمان به طرز شوخطبعانهای دعوتکننده و جذاب است و به شدت روایتگر است و توجه مخاطب را به صورت کامل به خود معطوف میکند.»

۲۹- سرگئی پروکفیف Sergei Prokofiev
۱۸۹۱-۱۹۵۳
پروکفیف یکی از بهترین آهنگسازان روسی بود که توانست بین رمانتیسم و مدرنیسم سخت تعادل برقرار کند
گابریل پروکفیف فGabriel Prokofiev (آهنگساز، تهیهکننده و دیجی روسی-بریتانیایی، نامزد دو جایزه Ivor Novello، فرزند اولگ پروکفیف Oleg Prokofiev و نوه سرگئی پروکفیف) در مورد این آهنگساز میگوید:
«حدس میزنم مردم فکر میکنند که من پدربزرگم را با تعصب انتخاب کردهاند؛ اما به نظر من این انتخاب من موجه است. کیفیت کار آثار پروکفیف انکارناشدنی است، با صدایی منحصر به فرد، به ویژه در نوشتار جذاب ملودیک و در عین حال عجیب و غریب و همچنین رویکرد خاص او به هارمونی؛ تقریبا غیرممکن است که او را با هر آهنگساز دیگری اشتباه بگیرید.
پروکفیف تا دهه ۱۹۵۰ که تقریبا تمامی آهنگسازان قرن بیستم از مضمونهای اصیل تونال دور شده بودند، به ساختن ملودیهای هیجانانگیز ادامه داد و ملودیهای او هنوز تاره و نو به نظر میآیند.
علاوه بر این، البته که موسیقی او تاثیر گستردهای نیز داشته است، پیتر و گرگ Peter and the Wolf (یکی از بهترین قطعات موسیقی کلاسیک برای کودکان است) و قطعه رومئو و ژولیت Romeo and Juliet به طور خاص به بخشی از کانون توجه موسیقی جهانی فراتر از گستره قلمروهای موسیقی کلاسیک بدل شده است که هنوز هم توجهات زیادی به آن معطوف است.»

۲۸- چارلز آیوز Charles Ives
۱۸۷۴-۱۹۵۴
چارلز آیوز، آهنگساز آمریکایی، بسیار جلوتر از زمان خود، موسیقی مدرن را اختراع کرد
مورتن لوریدسن Morten Lauridsen (آهنگساز و مدرس دانشگاه) در مورد چارلز آیو میگوید:
«آیوز احتمالا اصیلترین آهنگساز تاریخ بود که تاثیرش سالها پس از شناخته شدن آثار شگفتانگیزش درک شد. او در مسیرهای جدیدی برای ارکستراسیون، فرم موسیقی، هارمونی، تنظیم متن (به خصوص ۱۱۴ آهنگ او)، ریتم، نوشتن برای پیانو، تنظیم و موارد پرشمار دیگر، پیش از بسیاری از آهنگسازان پس از خود در این زمینه تلاشهایی انجام داد. به ویژه قطعه سه مکان او در نیو انگلند Three Places in New England به عنوان مدلی خیرهکننده از نوآوری به نام او باقی مانده است.»

۲۷- فیلیپ گلس Philip Glass
۱۹۳۷-
مینیمالیست موج اول و آهنگساز موسیقی هیپنوتیزمکننده متن فیلم و اپرا
الیور دیویس Oliver Davis (نویسنده، آهنگساز، پیانیست و خواننده انگلیسی) در مورد فیلیپ گلس میگوید:
«علیرغم تنوع گسترده در کارنامه سبکی آثار فیلیپ گلس در طول سالها، به محض شنیدن یک قطعه موسیقی از او، سریع متوجه میشوید که این آهنگ نمیتواند به شخص دیگری تعلق داشته باشد. زبان هارمونیک او بسیار متمایز است و او استعداد خارقالعادهای در در ملودی دارد.
اگرچه مینیمالیسم اکنون یک سبک کاملا پذیرفته است؛ اما نمیدانم که به عنوان یک آهنگساز جوان در دهه ۱۹۶۰ این کاری دشوار بود که مسیر مدرنیستی فرضشدهای را که توسط افرادی نظیر استوکهاوزن Stockhausen و بولز Boulez در نظر گرفته شده بود را رد کرد و در عوض جنسی جدید از موسیقی را بنا نهاد.
این امر باید به اعتقاد و خودباوری عظیم نیاز داشته باشد. نتیحه آثار او یک رپرتوار منحصر به فرد و ماندگار از موسیقیای خیرهکننده است که از جذابیت و اعتبار جهانی زیادی برخوردار است. هرگز نمیتوان تاثیر ماندگار او را دست کم گرفت.»

۲۶- جرج گرشوین George Gershwin
۱۸۹۸- ۱۹۳۷
گرشوین یک آهنگساز و پیانیست آمریکایی همهکاره بود که جز و موسیقی کلاسیک را ادغام میکرد
کارل دیویس Carl Davis (آهنگساز و رهبر ارکستر بریتانیایی) در مورد جرج گرشوین میگوید:
«برای من گرشوین اولین آهنگساز بزرگ آمریکایی است که مسیر حرفهایاش را در جهتی سپری کرد که از آهنگ کوچه تین پان Tin Pan Alley شروع و به تئاترهای موزیکال برادوی و موزیکالهای هالیوود ختم شد.
آلبوم Rhapsody in Blue موسیقی جز را در جام مقدس موسیقی کلاسیک القا کرده بود، در کنار Carnegie Hall و در همراهی با اپرای باشکوه Porgy and Bess اولین بار در برادوی اجرا شد و در نهایت به تالار مت Met و تالار اپرای سلطنتی oyal Opera House رسید. مهمتر از همه، ذات خود موسیقی آثار او است که بیشک دستآوردی فوقالعاده است. سبک منحصر به فرد او هرگز در جذب و تحریک من شکست نمیخورد.»

۲۵- فرانتس شوبرت Franz Schubert
۱۷۹۷-۱۸۲۸
شوبرت آهنگساز مشهور دوران رمانتیک بود که چرخههای عمیق آهنگ و سوناتهای عالیاش شهرت دارد
استیون هاف Stephen Hough (آهنگساز، نویسنده و پیانیست بریتانیایی-استرالیایی) در مورد فرانتس شوبرت میگوید:
«دلایل زیادی وجود دارد تا با آن یک آهنگساز را عالی بدانیم: نوآوری و اصالت، یا ثبات محض که منجر به خلق شاهکارهای پرشمار میشود.
اما در کنار این ویژگیهای، چیزی که باعث خاص شدن شوبرت برای من میشود، توانایی او در صحبت کردن با قلب انسان با تمام شکنندگی و خلاهای آن است. او بدون اغراق در تحریک احساسات یا دروغگویی از گستره شنیداری مخاطب فراتر میرود و موسیقی خود را به قلب او میرساند. ما احساس میکنیم که او با عمیقترین آرزوها و احساسات ما همدلی میکند؛ اما به نوعی هنوز به مرزهای شخصی ما احترام میگذارد.
پس از اینکه بدن او به واسطه بیماری شروع به ضعف کرد؛ منبع الهام او در آهنگسازی نیز او را رها کرد. این برای او بهایی سنگین بود؛ اما برای ما که آثار معجزهآسای باقیمانده از او در دسترس داریم؛ گنجینه آثار او، گنجینهای گرانبها است.»

۲۴- لئوش یاناچک Leoš Janáček
۱۸۵۴-۱۹۲۸
یکی از بزرگترین آهنگسازان چک تاریخ، یاناچک سنتهای فولکور را از طریق جادوی موسیقی ماندگار کرد
آنا مردیت Anna Meredith (آهنگساز موسیقی الکترونیک و کلاسیک و موسیقی متن و برنده جایزه آلبوم سال اسکاتلند در سال ۲۰۱۶) در مورد لئوش یاناچک میگوید:
«من در طول سالها همیشه به موسیقی یاناچک بازمیگردم. در آثار او مهارتهای تکنیکی زیادی وجود دارد و شنیدار او برای موسیقی رنگارنگ ارکسترال و ظرافت آثارش مرا تحت تاثیر قرار میدهد؛ اما چیزی که نظر من را بیشتر به خود معطوف میکند، جسارت او در ساختار آثاری تئاتریکال و نمایشی و تنوع سمفونیک او و طنز آثارش نظیر قطعه The Cunning Little Vixen و اشکال دراماتیک در قطعات مجلسی او است. یک بار در جایی شنیدم که او را «آهنگسازِ آهنگساز» توصیف میکند و من با آن موافقم، زیرا که هیچ آهنگسازی را نمیشناسم که موسیقی او را دوست نداشته باشد.
با این حال، این بیانیه میتواند باعث شود که موسیقی او چیزی برای تحسین و مطالعه به نظر برسد؛ اما من فکر میکنم که او چیزی فراتر از این است. نوشتههای او به گونهای است که بسیار غریزی و اصیل و تازه به نظر میرسند و مهارت زیادی را طلب میکند؛ اما این میل به برقراری ارتباط ماهیت هر مومان او همان چیزی است که برای من بسیار الهامبخش است.»

۲۳- کارلو جزوالدو Carlo Gesualdo
۱۵۶۶-۱۶۱۳
آهنگساز موسیقی کر تاثیرگذار و باذوق ایتالیایی با هارمونیهای پیچیده
النا لنگر Elena Langer (آهنگساز اپرا و کلاسیک معاصر روس) در مورد کارلو جزوالدو میگوید:
«من برای اولین بار موسیقی جزوالدو را در حین تحصیل در کنسرواتور مسکو شنیدم و احساسی شبیه به خفه شدن در کنسرواتور را داشتم: چندصدایی (پولیفونی Polyphony) قدیمی، باروک، دوازده آوازی Dodecaphony... چرا موسیقی ۴۰۰ ساله او اینقدر تازه، تکاندهنده و جاودانه به نظر میرسد؟
جزوالدو مستقل، پرشور و قانونشکن، ابزار موسیقی عالی برای بیان روح شکنجهشده خود پیدا کرد. صداهای کروماتیک به صورت دقیقی در تناسب واکنشی با متن قرار دارد و هارمونی واگنری را میسازد. آهنگسازان بزرگ به زان موسیقی زمان خود صحبت میکنند؛ آما آن را تبدیل به چیزی مهم و منحصر به فرد میکنند. مادریگالهای Madrigal او به مانند اپراهای کوتاه تشدیدشده هستند.»

۲۲- آرنولد شونبرگ Arnold Schoenberg
۱۸۷۴-۱۹۵۱
پدر سریالیسم، ارکستراتور تحسینبرانگیزو نظریهپرداز محترم موسیقی
برایان الیاس Brian Elias (آهنگساز بریتانیایی) در مورد آرنولد شونبرگ میگوید:
«ایدههای شونبرگ به شدت تاثیرگذار بودهاند و تاثیر میراث او همچنان پابرجاست. شجاعت و صداقت یک امر ثانویه نیست. او سیستم جدیدی از آهنگسازی را کشف کرد که از آن زمان به بعد اگرچه که ثابت شده که محدودیتهای خود را دارد؛ اما در همان زمان او همچنان راههای جدید و رادیکالی برای تفکر در مورد چیستی موسیقی و چگونگی ساخت موسیقی را بنا گذارد. برای بسیاری از آهنگسازان نسل من، آثاری مانند Pierrot Lunaire و Three Piano Pieces Op. 11 همچنان به عنوان نمادی از اوج تخیل و اصالت مطرح هستند.»

۲۱- رالف وان ویلیامز Ralph Vaughan Williams
۱۸۷۲-۱۹۵۸
صحنههای چوپانی و تاثیرات دوران تودور در آثار این آهنگساز انگلیسی برجسته است
دیوید بندال David Bednall (آهنگساز و نوازنده ارگان و پیانو) در مورد رالف وان ویلیامز میگوید:
«برای من، قدرت موسیقی وان ویلیامز بیپرده بودن و مستقیم و رک بودن احساس و قدرت بیان آن است. دنیای صوتی او به قدری متمایز است که بلافاصله میدانید که آهنگساز کیست و با این حال بینهایت متغیر و متنوع به نظر میرسد؛ برای مثال سمفونی چهارم و سمفونی پنجم او را برای درک این قضیه مقایسه کنید.
همچنین آثار او این ویژگی را دارد که بسیار شخصی به نظر میرسند و با چنان درخشش فنی و ظرافت و مهارتی برای مخاطب نوشته شده است که باعث میشوند مخاطب فکر کند که انگار قطعه برای خود او نوشته شده است. همچنین این توانایی باورنکردنی برای ترکیب آثار باستانی و جدید، منجر به خلق ترکیبی منحصر به فرد شده است که نه یکتا است و نه غیریکتا؛ بلکه یک آثار خاص رالف وان ویلیامز یا RVW است. قطعه The Fantasia روی تمی که توماس تالیس Thomas Tallis نوشت یک نمونه بارز برای این موضوع است.»


